با گل سرخی در دستت
با شاخه گلی در دستت
پشت هیچ چراغ قرمزی نایست!
تو سربازهای وظیفه را
به یاد غربت
به یاد دخترعموهایشان می اندازی .
پلیس جوان
سبز می کند
چراغ عابر پیاده را
تا می روی
کوله ی سربازها
خسته تر می شود روی دوششان
و دستفروش ها
اگر نامت را می دانستنند
بیهوده جار نمی زدند:
روسری ... روسری قهوه ای...
پیشنهاد: این پست را بخوانید:
+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 16:55 توسط حسن آذری
|