با افتخار و احترام به اطلاع شما می رسانم که امسال دو مجموعه شعر از بنده با عناوین" سپیده دمی که بوی لیمو می دهد" و " بادها کجا می میرند" در نمایشگاه کتاب  تهران ارائه می شوند. 

  تنها منم که می دانم 

  چرا اغلب اوقات ساکتی 

  به اولین صبح پس از پایان جنگ شبیهی 

  آرامی و زیبا  

                اما  

                        غمگین 

  به اولین صبحانه 

  در اولین روز صلح می مانی 

   شیرینی و دلچسب  

           اما 

  تنها با گریه می توان به تو دست زد  

 این شعر پشت جلد کتاب "بادها کجا می میرند" هست که در راهرو 4 غرفه 25 توسط نشر نیماژ عرضه  می گردد. شعر بلند انتقال وراثت که سطرهایی از آن شعر در پست پائین درج شده است ، در همین کتاب می باشد

  

  1-حرف زیاد داریم اما 

   ما همه کارگریم 

  از کوره اگر در برویم 

  آجر می شود نانمان 

2- باید می رفتم از تو 

 از تو و ارتفاعات چشمگیرت 

  هیچ کس، در قله ای که فتح می کند 

                                    ساکن نمی شود 

  3- قاضی به خانه برگشت 

 در جیب کتش 

 خودکاری می گریست  

  و این سه شعر کوتاه از کتاب" سپیده دمی که بوی لیمو می دهد" انتخاب شده بودندکه توسط انتشارات بوتیمار در راهرو28،غرفه 34 ارائه می شود. 

 به امید دیدار و عرض ارادت.