۱-  آدمها

روبروی دکه های روزنامه فروشی

      تعظیم می کنند

بگو کدام حادثه/ کدام خبر

ارزش خم شدنمان را داشت؟

 

۲ - شعر

 گاهی می گریاندم

 اما کلمه ای نیست در جهان

 که بازم بدارد از گریستن

  گاهی کلمه

 خون را به جریان می اندازد

 هرگز اما شعری نیست

  که خونریزی را بند آورد

  اغلب اگر نفرت دارم از شعر

      برای همین است

       برای همین است

 

ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم این دو کار را برایتان بنویسم. گفتم شاید ایرادی چیزی داشته باشد،شرمنده تان می شوم. گذاشتم تا الان ....

پ. ن: دراینجا نیز با خاطره ای به روز هستم. دعوتید ....